تبليغاتX
زخــم عـتـیـق

زخــم عـتـیـق

بیداری زمان را با من بخوان به فریاد ...

شاید آخرین وجب خاکم را از من بستانی،بای ذنب قتلت؟!
شاید جوانیم را در زندان بگذرانم،
شاید بر میراث نیاکانم دست یابی،
وسایل... ظرف­ها... کاسه­هایم،
شاید سروده­ها و کتاب­هایم را بسوزانی،
شاید گوشت تنم را خوراک سگ­ها کنی،
شاید کابوس ترس و دلهره را بر روستامان بر جای گذاری،
اما... با تو ای دشمن آفتاب هرگز سازش نخواهم کرد؛
و تا آخرین قطره خون رگهایم پایداری خواهم کرد!

شاید شعله شبانه­ام را خاموش کنی،
شاید مادرم را از بوسه­ای بی­نصیب کنی،
شاید مردمم و پدرم و پسربچه و دختربچه­ای را ناسزا گویی،
شاید از مترسک غصه­هایم غفلتی را به غنیمت بری،
شاید از من تاریخی ترسو، خردگریز و غمبار ببافی،
شاید از بچه­هایم جامه عید را دریغ کنی،
شاید دوستانم را با ظاهرسازی بفریبی،
شاید پیرامون من لایه­هایی از دیوار برفرازی،
شاید از روزگارم چشم اندازی پست بسازی،
اما با تو ای دشمن آفتاب هرگز سازش نخواهم کرد؛
تا آخرین قطره خون رگهایم پایدار خواهم ماند!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 22 دی1387ساعت 23:30  توسط نگار نقشینه   | 

تا شروع سال نوی میلادی و سال نوی قمری چند روزی بیشتر باقی نمانده است.ک.دک فلسطینی، عیدت مبارک!

اکثر مردم کشورهای دنیا مشغول خرید شب عید هستند و خود را آماده می‌کنند، برای جشن‌های روزهای اول سال جدید.

کودکان مسیحی، منتظر بابانوئل هستند تا در شب سال نو، هنگامی که خوابند، هدیه‌هایشان را در کنار درخت کریسمس بگذارد و فردا صبح، وقتی که از خواب بیدار می‌شوند، با هیجان وصف ناشدنی، جعبه‌های رنگارنگ کوچک و بزرگی را که زیر درخت کریسمس گذاشته شده را باز کنند.

نمی‌دانم شب قبل‌از سال نو، هنگامی که به خواب می‌روند، چه آرزوهایی می‌کنند و از خدا چه می‌خواهند.

شاید دختر بچه‌ها آرزو می‌کنند تا بابانوئل، عروسکی زیبا و ملوس، با لباس‌هایی صورتی و کفش‌هایی سفید برایشان بیاورد و پسربچه‌ها هم به فکر ماشین اسباب‌بازیی هستند که چند روز پیش در ویترین یکی از مغازه‌ها دیده بودند و آرزویش را داشته‌اند...

منبع: بچه های قلم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 دی1387ساعت 21:10  توسط نگار نقشینه   | 

 خیلی سعی کردم تو این مدت مطلب یا مقاله ای متناسب با این وقایع بنویسم. اما ترجیح دادم مطلب اصلی ام رو نگه دارم و به موقع اونها رو منتشر کنم. ان شاءالله ماه محرم با مقاله ای در این زمینه تحلیلم رو نسبت به اوضاع فلسطین و به خصوص غزه بیان می کنم. این یک جمله تفسیر من از وقایع تاسف بار غزه است. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل:  

" درد من حصار برکه نیست درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور

نکرده است..."

بمب گوگلی غزه

برای مشارکت در بمب گوگلی غزه و توضیحات بیشتر کلیک کنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 آذر1387ساعت 11:43  توسط نگار نقشینه   | 

پرچم فلسطین

رنگ های پرچم فلسطین، از سمبل و نشانی که جنبش ناسیونالیستی عربی از اوایل قرن بیستم میلادی برای خود برگزیده بود، گرفته شده است. در ابتدا جمعیت عرب­های جوان، تهیه سمبل و رمزی را در شکل علامتی با سه رنگ سبز، سفید و سیاه ،که بیانگر دوران درخشان استقلال عرب­هاست، برای جنبش ناسیونالیستی پیشنهاد کردند.

در بیانیه رسمی نشریه القبله(شماره 82، مورخ 7 شعبان 1335ه.ق.، ژوئن1917م.)که به مناسبت نخستین سالگرد انقلاب عربی منتشر شد، آمده است که پرچم دارای سه رنگ متوازی سیاه، سبز و سفید و شامل مثلث سرخ رنگی است که قاعده آن مساوی عرضهای سه رنگ از طرف چوب پرچم، و طول آن مساوی دو برابر عرض است.

در فلسطین با اینکه مردم در انقلاب شرکت کردند ولی انگلیس اجازه برافراشتن پرچم عربی را به آنان نداد. سیاستگران انگلیس با اتخاذ این خط مشی آتش جنبش ملی را شعله ور کردند. سازمان­ها و هیئت­ها و احزابی که جنبش ملی را در دوره قیمومیت انگلیس به دست گرفتند، نخستین پرچم انقلاب عربی به عنوان پرچم فلسطین انتخاب کردند.

ملت فلسطین همانند کیان دیگر مناطق عربی، نخستین پرچم عربی را بدون اعمال تغییراتی در آن حفظ کرد. تنها تغییر به عمل آمده، جابجایی ترتیب افقی رنگهای آن بود. به این صورت که سفید در وسط سیاه و سبز، و سیاه گاهی در بالا و سبز در زیر آن، و گاهی سبز در بالا و سیاه در زیر آن قرار داده می شد. در بسیاری از مواقع نیروهای امنیتی کسانی را که این پرچم­ها را به اهتزاز درمی­آوردند در مضیغه می­گذاشتند یا بازداشت می­کردند و پرچم­ها را با زور پایین می­کشیدند.

پس از سال 1948م. و بنیانگذاری رژیم صهیونیستی در سرزمین­های اشغالی فلسطین، بقیه سرزمین فلسطین به کشور اردن هاشمی ملحق شد تا پرچم این کشور در آن به اهتزاز درآید. پرچم فلسطین در نوار غزه و در فاصله بین عقب­نشینی ارتش انگلیس(مارس 1948م.) و ورود ارتش مصر(اواسط می 1948 م.) به اهتزاز درآمد. در پاییز همان سال و در زمان تشکیل مجلس ملی فلسطین و اعلام حکومت آن در ماه اکتبر، مجلس تصمیمی مبنی بر نصب پرچم انقلاب عربی در قالب پرچمی برای فلسطین تا زمان تشکیل کمیته سیاسی اتخاذ کرد. ولی در این تصمیم رنگ­های پرچم تعیین نشد. ترتیب رنگهای پرچمی که در سمینارهای مجلس ملی آن روز غزه به اهتزاز درآمد، عبارت بود از: سبز، سفید و سیاه. این ترتیب را هیئت عالی عربی پس از این تاریخ مراعات کرد.

پس از ضمیمه شدن نوار غزه به دولت مصر، پرچم فلسطین تا انقلاب 1952 م. در مناسبت­های غیر رسمی به اهتزاز درآمد تا اینکه در کنار پرچم مصر و در جشنها و داخل مدارس برافراشته شد.

از سال 1955 م. به تدریج نشان فلسطین یعنی پرچم سفیدی که بر روی آن کلمه فلسطین به رنگ سرخ به نشان وضع خونبار فلسطین نوشته شده بود، در مطبوعات جامعه عربی ظاهر شد. هنگامی که رهبران جنبش فلسطین با اعتراض به این مسأله به نشان خاص و تاریخی فلسطین اصرار ورزیدند، جامعه کشورهای عربی، پرچم عربی چهار رنگ(سبز، سفید، سیاه، قرمز) را برای فلسطین تخصیص داد. البته این امر تنها در محدوده مطبوعات اعمال شد، بی­آنکه این پرچم به اهتزاز درآید.

به دنبال نخستین کنفرانس سران عرب پرچم عربی با چهار رنگ سبز، سفید، سیاه و مثلث سرخ رنگ در مقر نخستین مجلس ملی فلسطین در بیت­المقدس(28/5/1964م.) به اهتزاز درآمد. ماده 27 منشور ملی فلسطین تصریح کرده است که سازمان آزادی بخش باید پرچم، قسم و سرود داشته باشد. سرانجام کمیته اجرایی سازمان آزادی بخش فلسطین، در جلسه مورخ 1/12/1964م. نظام خاصی برای پرچم مشخص کرد و شکل و اندازه آن را تعیین کرد. این پرچم از نظر افقی به سه قطعه متساوی متوازی سیاه در بالا و سفید در وسط و سبز در پایین و مثلث قرمز رنگی از طرف قاعده آن و مساوی با عرض پرچم (که ارتفاع آن مساوی با نصف قاعده مثلث بود) مقرر داشت، تا این پرچم همه روزه در مقر سازمان، دفاتر آن، مراکز ارتش و همچنین در اعیاد و مراسم ملی و اماکن عمومی به اهتزاز در آید و اجازه افراشته شدن هیچ پرچمی فراتر از پرچم فلسطین داده نشود . (1)

به این ترتیب سازمان آزادی بخش فلسطین پرچم چهار رنگی به صورت نشانی برای خود برگزید. زیرا در ورای این نشان تاریخی طولانی از مبارزات ملت فلسطین نهفته است. انقلاب معاصر فلسطین چیزی جز ادامه مبارزه ملت فلسطین و تلاش این ملت برای آزادی کشورشان نبوده و نخواهد بود.  

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

(1) تلخیص و اقتباس از : قاسمیه ، خیریه ، العلم الفلسطینی ، بیروت ، 1970 م.  

منبع : کتاب ماجرای فلسطین و اسرائیل . نوشته : مجید صفاتاج . دفتر نشر فرهنگ اسلامی .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 مهر1387ساعت 17:1  توسط نگار نقشینه   | 

در افق هاي دور ...

قدس است در اسارت شيطان !

و تو اي جوانمرد

بگو از كدامين قبيله اي ؟!....

چهارمين دوره كارگاهي صهيونيزم وجهان اسلام

MainNews4[1].jpg

يادش به خير ...

آخرين روزهاي سال ۸۳ بود كه تبليغات اولين دوره كارگاهي صهيونيزم و جهان اسلام رو ديدم . البته قبل از شركت در اين دوره ( از چند سال پيش ) مطالعات پراكنده اي رو در اين زمينه شروع كرده بودم . اما بايد اعتراف كنم كه شركت در اين كارگاه نقطه عطفي بود در مسير مطالعات و فعاليت هاي درون و برون دانشگاهي من !

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 آذر1386ساعت 11:21  توسط نگار نقشینه   | 

می گویند پشت سر مرده نباید حرف زد ، دستش از دنیا کوتاه است و نمی تواند از خودش دفاع کند . راست می گویند من هم قصد غیبت ندارم ؛ اما هر مرحومی پس ار رحلت ماترکی از خود به جای می گذارد که وارث بعضا بر سر تقسیم آن با هم گفتگو و احتمالا جر و بحث! می کنند و یحتمل در این گونه گفتگوها اسم مرحوم نیز به میان می آید . حرف من از این جنس است و اصلا بحث غیبت در میان نیست . مسئله سر مباحث مربوط به ارث و میراث و ماترک چریک پیر ، « ابوعمار » است …

سال ها پیش اخبار غیر رسمی حکایت از آن داشت که « رهبر ساف » صدها میلیون دلار سهام چندین شرکت هواپیمایی بین المللی در اروپا و آسیا را در تملک خود دارد . آن زمان با شنیدن این خبرها لبها را می گزیدیم که اینها شایعه است و بعضی ها که در چپروی افراط مفرط داشتند و از فرط آن به یک باره راست می شدند !!!، تا نهایت توجیه می رفتند و می گفتند : " این یک تاکتیک است! چون ابوعمار خانه ای ندارد و خانه اش تحت اشغال دشمن است ، ناگزیر است مالکیت این شرکت های هواپیمایی را داشته باشد تا به واسطه آن هر وقت مشکلی پیش آمد و خواستند از کشوری که در آن به سر می برد اخراجش کنند یا بایکوت سیاسی اش نمایند ، قانونا بتواند در فرودگاههای کشورهای مختلف حضور پیدا کند و صدای مردم مظلوم فلسطین را فرودگاه به فرودگاه به گوش مردم جهان برساند !!! … "

اما عمر مانند برق و باد می گذرد . بالاخره اجل به سراغ ابوعمار هم آمد ، آن هم در سن 75 سالگی . برخی می گویند مسمومش کرده اند!! بعضی دیگر می گویند محاصره شش ماهه و قطع ارتباط با دنیای بیرون دق مرگش کرد !!! ( الهیییی… ) خیلی ها هم می گویند خدا رحمتش کند ، عمرش به پایان رسید … اما من به اینها کاری ندارم . مسئله سر ارث و میراث است !!!

 

                  

حتما ادامه مطلب رو بخونین !

 

11 نوامبر 2004 ( 20 آبان ماه 1383 ) سالروز به انقضا رسیدن تاریخ مصرف این چریک پیر یعنی « یاسر عرفات » است . خدایش نیامرزاد ...

 

+ و نیز در همین رابطه ...( و یا بهتر بگم قسمت بعدی این سریال ! )

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 20 آبان1386ساعت 1:40  توسط نگار نقشینه   |